
خدا رو شاهد میگیرم جز تو به هیچکی دل ندم![]()
هر کی بیاد سراغ من جواب رد بهش بدم![]()
میگم که عشق من تویی![]()
بود و نبود من تویی![]()
هر کی بگه دوست دارم![]()
میگم وجود من تویی![]()

هر شب وقتی تنها میشم حس می کنم پیش منی...![]()
دوباره گریه ام میگیره انگار تو آغوش منی...![]()
روم نمیشه نگات کنم وقتی که اشک تو چشمامه...![]()
با اینکه نیستی پیش من انگار دستات تو دستامه...![]()
بارون میباره و تو رو دوباره پیشم می بینم...![]()
اشک تو چشام حلقه میشه دوباره تنها میشینم...![]()
قول بده وقتی تنها میشم باز هم بیای کنار من...![]()
شبای جمعه که میاد بیای سر مزار من...![]()
دوباره از یاد چشات زمزمه ی نبودنم...![]()
ببین که عاقبت چی شد قصه ی با تو بودنم...![]()
خاک سر مزار من نشونی از نبودنت...![]()
دستهای نامردم شهر چرا ازم ربودنت...![]()
به زیر خاکمو هنوز نرفتی از خیال من...![]()
غصه نخور سیاه نپوش گریه نکن برای من...![]()
دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم...![]()
دوباره لحظه ها سپرد منو به باد رفتنم...![]()
دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم...![]()
رو سنگ قبرم بنویس تنهاترین تنها منم...![]()

.jpg)
باران نباش تا با التماس به پنچره بکوبی که نکاهت کنند ابر باش که با
التماس نگاهت کند تا بباری .........................
وقت آن است که مردم ره صحرا گیرند.......
خاسه اکنون که بهار آمد و فروردین است..........
من تا یک هفته دیگه به مدت چند روز که معلوم نیست خدا میدونه نتونم بیاااااااااااام نت.........باید برم جایی.............![]()
ولی خودمونیمااااااااااااااااااااااا دلم برای همون تنگ میشه عزیزان خوبم...
خیلی خیلی دوستون دارم.....![]()
![]()
![]()
ولی از همتون می خوام برام یه قولی بدید......![]()
![]()
قول بدید که وبم رو تنها نذارید..
راستی سعی می کنم از طریق کافینت به نظراتتون جواب بدم.![]()
![]()
همتون رو دوست دارم..............![]()
![]()
![]()
دلم برای همه شما تنگ میشه................![]()
![]()
![]()
فداتتون.....بای![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
می خوام از اینجا بهش بگم دوسش دارم سمیره...
دوست دارم
اجازه هست عشق تو رو تو كوچه ها داد بزنم؟
رو پشـت بـــــوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؟
اجازه هست كه قلـبمو برات چراغونی كنم؟
پیش نگاه عاشقت،چشـــــمامو قربونی كنم؟
اجازه میدی تا ابـد سر بزارم رو شونه هات؟
روزی هزار و صـد دفه بگم كه میمیرم برات؟
اجازه میدی كه بـگم حرف ترانه هام تویی؟
دلیل زنده بودنـــــم ، درد بهانه هام تویی؟
اجـــازه هست تا تـه مـرگ منتظر تو بشینم؟
تو رویاهــای صورتیم، خودم رو با تو ببینم؟
اجازه هست جار بزنم بگم چقد دوست دارم؟
بگم می خـــوام بخاطرت سر به بیابون بزارم؟
اجازه میدی قـصه هام با عشق تو جون بگیره؟
چشمای عاشقـــم واست روزی هزار بار بمیره
اجازه میدی عشقـــمو همش بهت نشون بدم؟
پیش زمین و آسمــون واسه تو دس تكون بدم؟
اجازه میدی كه فقــــــط تو دنیا با تو بمونم؟
هر چی كه عاشقانه بــــود به خاطر تو بخونم؟
اجازه هست پناه من گــــــرمی آغوشت بشه؟
هر اسمی جز اسم خودم ،دیـگه فراموشت بشه؟
اجازه هست ؟ بگو كه هست ، من همشو دارم میگم
با تو به آسمون میرم ،با تـــــــــــــو یه آدم دیگم
اجازه میدی كه بگم ،من مال تـــــــو،تو مال من؟
من از تو خواهش می كنم كه زیر وعـــده هات نزن
اجـــــــازه تـــو دست تـــو ،اجازه من دست تـو
خنده من خنـــــــده تو ،شكست من شكست تـو.......

دوستم داشته باش ، هـمانـگونه که من دوستـت دارم
بگذار فاصله من و تو کمتر از آنی باشد :
که می خواهـيـم و نمی توانـيـم
که می توانـيــم و نمی گـذارنــد !
بگذار ميان من و تو فاصله ای نـمـانــد
نه به خاطر خودت ،
و نه به خاطر من !
که به خاطر اين عـشـق دوسـتـم داشـتـه باش
بـيـش از آنی که من دوسـتـت دارم ..............
من غم را در سکوت.سکوت را در شب. شب را به خاطره اندیشیدن به
تو دوست دارم. من زندگی را در عشق .عشق را در قلب..و قلب را به
خاطره اینکه آشیانه توست دوست دارم.من اندوه را در اشک ..اشک را
در چشم وچشم را به خاطره دیدن روی تو دوست دارم.من عشق را در
سکوت ..سکوت را در تنهایی ..تنهایی را به خاطره تپیدن قلب..
تپیدن قلب را برای تو دوست دارم...............

وقتی خواستم زندگی کنم. راهم را بستند. وقتی خواستم بمیرم.
گفتند:بزرگترین گناه نا امیدی است. وقتی براستی سخن گفتم .
گفتند: دروغ است . وقتی به ستایش روی آوردم گفتند: خرافات
است. وقتی گریستم . گفتند: کودکانه است. وقتی خندیدم گفتند:
دیوانه است. حال دگر مانده ام ..... و حال که دیگر! سخن نمیگویم.
گویند عاشق است! این است زندگی من .... براستی چه دنیای
دیوانه ایست................
با کارد محبت قلب کوچکم را می شکافم ....
وبا دستی لرزان آن را می فشارم....
واولین چکیده ی خون به عنوان سلام تقدیمت می کنم!

دوست دارم بسيار بسيار
بر روي کاغذ سفيد با قلبي از محبت سرشار
خواستم واژه اي بنويسم که بماند در ذهنت يادگار
هرچه فکر کردم چه بايد نوشت و اين ورق راکرد سياه
واژه اي به ذهنم خطور نکرد جز اينکه دوستت دارم بسيار
گرچه سخت است دوري ولي مي دانم اين را
که مي کنمت هر روز ياد ، آن هم بطور کرار
دلم به دلت گره خورده که نمي توان کردش باز
گره اش را با مهرباني کردي کور اي سالار
دستان گرمت را همواره بايد فشرد با احساس
چون دستـانت گرمــايي دارنـد فــرار
لبان سرخت را بايد بوسيد از دور
اين کار را بايد کرد هر روز تکرار
واژه ها در برابر خوبيهايت کم است آقا
بگذار تمامش کنم همين جا با اصرار
فقط بگويم يک کلام نداي قلبم را
که دوستت دارم، دوستت دارم بسيار بسيار
هيچ وقت از خدا نخواه که همه ي دنيا مال تو باشه ...
هميشه از خدا بخواه کسي که همه ي دنياي توست مال کسي ديگه نباشه......
امشب شب آخره که مزاحم دلت شدم............
خورشید فردا مال تو ببخش که عاشقت شدم..........
بدرقه لازم ندارم میرم عزیزترین............
نذار بمونه زیر پا قلبمو بردار از زمین...........
دوست دارم برای تو فقط یه حرف ساده بود...........
غافل از اینکه قلب من منتظر اشاره بود
منو ببخش كه نديده ميگرفتم التماس اون نگاه نگرونو
منو ببخش كه گرفتم جاي دست عاشق تودست عشق ديگرونو
لايق عشق بزرگ تو نبودم خورشيد بانو
غافل از معجزۀ تو شد وجودم اسير جادو
منو ببخش كه درخشيدي و من چشمام و بستم
منو بخشيدي و من چشمام و بستم
منو ببخش منو ببخش منو ببخش منو ببخش
تو به پاي من نشستي و جدا از تو نشستم
كه نياوردي به روم هر جا دلت رو مي شكستم
منو ببخش منو ببخش منو ببخش منو ببخش......
خداحافظ ،
از اينجا كه پر از غمه خسته شدم می خوام برم
قلبمو كه دادم به تو ديگه بايد پس بگيرم
موندن هرگز ، خداحافظ
ديگه ميرم ، اگه يه روز دردهای دنيا بريزه تو قلب من
ستاره ها خاموش بشن تو آسمونه شب من
من ميميرم ، ديگه ميرم
خداحافظ ، ديگه رفتم ، پايان ثانيه منم ،
هر جايی ساعت ببينم ، عقربه هاشو ميشكنم
حتی نشد واسه يه بار ، من بدی هاتو خوب كنم
خورشيد و كشتم كه ديگه خودم به جات غروب كنم
دل ميسوزه،ازم نخواه بيشتر از اين اسير اين قفس باشم
هيچی نمونده از دلم خاكستره دو آتيشم
ريزه ريزه ، دل ميسوزه ، خسته شدم
دلم گرفته اين روزا غم خونه كرده تو صدام
بارونه غصه انگاری ميباره تو ترانه هام
عاشق بودم ، خسته شدم
خسته شدم ، ديگه ميرم ، گريه نكن
دل ، بيا بريم ، از عشق ، ديگه نگيم
درد عشقی ، كه كشيديم ، جز خدا به كسی نگيم
دل ، بيا بريم ، از عشق ، ديگه نگيم
درد عشقی ، كه كشيديم ، جز خدا به كسی نگي..........
شعر عاشقانه باتو هستم
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق
تقصیر چشمای تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟
سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت
بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت
تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس
تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس
عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم
وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم
یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم
همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم
قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم

عشق کلمه ايست که بار ها شنيده مي شود ولي شناخته نمي شود.
عشق صداييست که هيچ گاه به گوش نمي رسد ولي گوش را کر مي کند.
عشق نغمه ي بلبليست که تا سحر مي خواند ولي تمام نمي شود.
عشق رنگيست از هزاران رنگ اما بي رنگ است.
عشق نواييست پر شکوه اما جلالي ندارد.
عشق شروعيست از تمام پايان ها اما بي پايان است.
عشق نسيميست از بهار اما خزان از آن مي تراود.
عشق کوششيست از تمام وجود هستي اما بي نتيجه.
عشق کلمه ايست بي معني ولي هزاران معني دارد.
عشق.........

دوست دارم بسيار بسيار
بر روي کاغذ سفيد با قلبي از محبت سرشار
خواستم واژه اي بنويسم که بماند در ذهنت يادگار
هرچه فکر کردم چه بايد نوشت و اين ورق راکرد سياه
واژه اي به ذهنم خطور نکرد جز اينکه دوستت دارم بسيار
گرچه سخت است دوري ولي مي دانم اين را
که مي کنمت هر روز ياد ، آن هم بطور کرار
دلم به دلت گره خورده که نمي توان کردش باز
گره اش را با مهرباني کردي کور اي سالار
دستان گرمت را همواره بايد فشرد با احساس
چون دستـانت گرمــايي دارنـد فــرار
لبان سرخت را بايد بوسيد از دور
اين کار را بايد کرد هر روز تکرار
واژه ها در برابر خوبيهايت کم است آقا
بگذار تمامش کنم همين جا با اصرار
فقط بگويم يک کلام نداي قلبم را
که دوستت دارم، دوستت دارم بسيار بسيار........
به نام تک پرستوی عشق
میدونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟
چون لبخند رو به هرکسی می تونی هدیه کنی.
اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خواهی از دستش
بدی........................
از کسی ندیدم لبخند زیبای تورا
هرگز نمی گیرد کسی در قلب من جای تورا
گل قشنگم باتمام وجود دوستت دارم
محبوب من اگر صدسال بعد از مرگم
گوری را شکافی اگر از آن قلبی وجود داشته
باشد.بدان که دوستت دارم.

نام:عشق
نام خانوادگی:افسوس
نام مادر:معشوق
نام پدر:عاشق
آدرس:خیابان محبت کوچه وفا بن بست معرفت
پلاک دوستی منزل عاشقی
امضاء:عاشقی که در عشق تو سوخت...........
دوستت دارم
![]()
خداحافظ ،
از اينجا كه پر از غمه خسته شدم می خوام برم
قلبمو كه دادم به تو ديگه بايد پس بگيرم
موندن هرگز ، خداحافظ
ديگه ميرم ، اگه يه روز دردهای دنيا بريزه تو قلب من
ستاره ها خاموش بشن تو آسمونه شب من
من ميميرم ، ديگه ميرم
خداحافظ ، ديگه رفتم ، پايان ثانيه منم ،
هر جايی ساعت ببينم ، عقربه هاشو ميشكنم
حتی نشد واسه يه بار ، من بدی هاتو خوب كنم
خورشيد و كشتم كه ديگه خودم به جات غروب كنم
دل ميسوزه،ازم نخواه بيشتر از اين اسير اين قفس باشم
هيچی نمونده از دلم خاكستره دو آتيشم
ريزه ريزه ، دل ميسوزه ، خسته شدم
دلم گرفته اين روزا غم خونه كرده تو صدام
بارونه غصه انگاری ميباره تو ترانه هام
عاشق بودم ، خسته شدم
خسته شدم ، ديگه ميرم ، گريه نكن
دل ، بيا بريم ، از عشق ، ديگه نگيم
درد عشقی ، كه كشيديم ، جز خدا به كسی نگيم
دل ، بيا بريم ، از عشق ، ديگه نگيم
درد عشقی ، كه كشيديم ، جز خدا به كسی نگي
دلم آشفته آن مايه نازاست هنوز
مرغ پر سوخته در پنجه بازاست هنوز
جان به لب آمد و لب بر لب جانان نرسيد
دل به جان آمد و بر سر ناز است هنوز
همه خفتند به غير از من و پروانه و شمع
قصه ما دو سه ديوانه دراز است هنوز
دبیر ادبیات: عشق یعنی لیلی ومجنون
دبیر ریاضی: نسبت سنجش عشق به قلب مانند نصف وتر با قائم الزاویه
مدیر: هر کس از عشق سخن گوید اخراج شود.
ناظم : نظم کامل رو باید در عشق جستجو کرد.
دبیر جغرافیایی: عشق بلندترین قله قلب است که همیشه یخبندان است.
دبیر املاء: عشق تنها کلمه ای است که تمام دانش آموزان آن را درست می نویسند.
